خلاصه مدیریتی:
زنجیره شیر ایران در دو دهه گذشته هم از نظر تولید و هم از نظر حضور در بازارهای صادراتی رشد کرده است؛ اما مساله امروز دیگر فقط افزایش تولید نیست. تولید شیر خام از حدود ۵.۶ میلیون تن در سال ۱۳۷۹ به بیش از ۱۲.۲ میلیون تن در سال ۱۴۰۲ رسیده و صادرات معادل شیر نیز از حدود ۱۹ هزار تن به نزدیک ۱.۸ میلیون تن افزایش یافته است. در مقابل، مصرف سرانه شیر از اوج ۸۱.۴ کیلوگرم در سال ۱۳۸۴ به ۴۸.۸ کیلوگرم در سال ۱۴۰۲ کاهش یافته است. بنابراین، رشد تولید و صادرات در کنار کاهش مصرف داخلی و وابستگی به نهادههای وارداتی، آب و انرژی نشان میدهد که حجم تولید بهتنهایی معیار کافی برای سنجش عملکرد زنجیره نیست. برای ارزیابی آینده زنجیره باید همزمان تابآوری در برابر شوکها، بهرهوری منابع، رقابتپذیری و توان حفظ حضور در بازارهای منطقهای را دید.
تحلیل زنجیره ارزش از منابع پایه تا بازار و تجارت نشان میدهد کانون اصلی فشار محیطزیستی و بخشی از فشار اقتصادی نه در خود واحد دامداری، بلکه در تولید خوراک دام و آبیاری علوفه قرار دارد. در مقابل، در برابر شوکهای کوتاهمدت مانند ناترازی انرژی و اختلال در واردات نهاده، فرآوری و زنجیره سرد آسیبپذیرترند. در تجارت خارجی نیز رشد صادرات لبنیات یک دستاورد مهم برای صنعت است، اما اگر با تنوع بازارهای مقصد و زیرساخت تجاری مناسب همراه نباشد، میتواند به یک نقطه آسیبپذیر جدید تبدیل شود.
برای آینده زنجیره سه سناریو ترسیم شده است: تداوم شکننده وضعیت موجود، عدم تعادل فزاینده و شوک حاد ژئوپلیتیک. این سناریوها در افق ۱۴۰۶ بررسی شدهاند و بر پایه روند هزینه نهاده و انرژی، نقدینگی، اختلال در تأمین و تجارت و ظرفیت جذب و فرآوری شکل گرفتهاند. بر همین اساس، بسته سیاستی گزارش در سه افق کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تنظیم شده و در آن نقش بخش خصوصی و اتاقهای بازرگانی نیز مشخص شده است. در حوزه لبنیات، امنیت غذایی را نمیتوان فقط با درصد خوداتکایی سنجید؛ مهمتر آن است که زنجیره بتواند با منابع محدود، تولید و عرضه را در برابر شوکها حفظ کند و جایگاه خود را در بازار منطقهای تثبیت کند.
مساله اصلی زنجیره، همزمانی رشد تولید و صادرات با افت مصرف داخلی است. در کوتاهمدت، انرژی، تداوم جمعآوری شیر و زنجیره سرد مهمترین گلوگاهها هستند. در میانمدت، فاصله میان ظرفیت اسمی و بهرهبرداری واقعی واحدهای فرآوری میتواند به محدودیتی ساختاری تبدیل شود. در بلندمدت نیز آب و خوراک دام نقش تعیینکنندهتری پیدا میکنند. در مقابل، بازار منطقهای یک فرصت مهم برای صنعت است. بنابراین، سیاست کوتاهمدت باید بر حفظ جریان تولید و جلوگیری از وقفه در انرژی، حملونقل و تأمین نهاده متمرکز باشد و سیاستهای میانمدت و بلندمدت به بهرهوری آب و نهاده، اصلاح قیمتگذاری، کاهش تمرکز تجاری و تقویت تابآوری زنجیره بپردازند.
نظرات کاربران