این گزارش به بررسی پیامدهای سناریوی اختلال در تولید و عرضه ورق فولادی در اثر وقوع جنگ و آسیب به زیرساختهای کلیدی تولیدی کشور، بهویژه واحدهای بزرگ فولادی و اثرات آن بر صنعت لوازم خانگی میپردازد. تحلیلها مبتنی بر دادههای خبرگان صنعت و رویکرد زنجیرهای در اقتصاد صنعتی است و بر نقش فولاد مبارکه بهعنوان «محور کانونی تنظیم عرضه ورق فولادی» در زنجیره تأمین صنایع پاییندستی تأکید دارد. یافتهها نشان میدهد در صورت تحقق این سناریو، صنعت لوازم خانگی وارد وضعیت «بحران عملیاتی شدید» میشود؛ بهطوریکه تولید متوقف نمیشود، اما ظرفیت عملیاتی بهصورت همزمان بین 20 تا 40 درصد کاهش مییابد. این کاهش ناشی از افت تقاضا نیست، بلکه نتیجه محدودیت در تأمین ورق فولادی و افزایش نااطمینانی در دسترسی به آن است. همزمان، قیمت این نهاده در بازار داخلی به دلیل کاهش عرضه و افزایش رقابت، در بازه 50 تا 100 درصد افزایش یافته و فشار جدی بر هزینه تولید وارد میکند. اثر بحران در سطح بنگاهها نامتقارن است؛ بنگاههای بزرگ عمدتا با کاهش نسبی ظرفیت و افزایش هزینه مواجه میشوند، در حالی که بنگاههای کوچک و متوسط به دلیل محدودیت نقدینگی با کاهش شدید تولید و حتی توقف خطوط روبهرو هستند. در نتیجه، ساختار صنعت به سمت دوگانگی میان تداوم محدود تولید در بنگاههای بزرگ و اختلال شدید در بنگاههای کوچک و متوسط حرکت میکند. در بازار نهادهها، کاهش عرضه ورق فولادی موجب اختلال در توزیع، افزایش رفتارهای غیرشفاف، چندنرخی شدن بازار و کاهش پیشبینیپذیری در زنجیره تأمین میشود. این وضعیت علاوه بر افزایش هزینههای مبادله، برنامهریزی تولید را دشوار کرده و کارایی کل نظام تولید را کاهش میدهد. از منظر اشتغال، برآورد میشود 10 تا 25 درصد نیروی کار در معرض کاهش ساعات کاری، توقف موقت یا تعدیل قرار گیرند؛ اثری تدریجی که در بنگاههای کوچک و متوسط شدیدتر است و در صورت تداوم بحران میتواند به تضعیف پایدار اشتغال صنعتی منجر شود .در سطح کلان، بحران صرفاً کمبود نهاده نیست، بلکه یک اختلال زنجیرهای چندلایه است که همزمان عرضه، هزینه و تقاضا را تحت تأثیر قرار میدهد و از طریق یک فرآیند بازخوردی، شدت خود را تشدید میکند. در مجموع، صنعت لوازم خانگی در این سناریو وارد وضعیت «فرسایش سریع ظرفیت تولید» میشود؛ بهگونهای که تولید ادامه دارد اما با افت بهرهوری، افزایش هزینهها، کاهش پیشبینیپذیری و تضعیف تابآوری همراه است. تحلیل زمانی نشان میدهد بازه 1 تا 2 ماه نخست، «پنجره حیاتی مداخله سیاستی» است و پس از آن، بحران بهسمت وضعیت ساختاری حرکت میکند.بر این اساس، گزارش بر ضرورت بازطراحی رویکرد سیاستی از مداخلات بنگاهمحور به مدیریت زنجیره تأمین و سطح صنعت تأکید دارد؛ با تمرکز بر تخصیص هدفمند نهادههای کمیاب، حفظ ظرفیتهای حیاتی تولید و کنترل همزمان پیامدهای تولیدی، بازاری و اشتغالی بحران.
نظرات کاربران