لجستیک در ایران در آستانه یک تغییر پارادایمی قرار دارد. در شرایط عادی، لجستیک معمولاً با شاخصهایی مانند زمان تحویل، هزینه حمل، کیفیت خدمت و بهرهوری سنجیده میشود؛ اما در شرایطی که کشور همزمان با تحریمهای شدید، جنگ، محدودیتهای مالی و بیمهای، آسیب به زیرساختها، اختلال در ارتباطات و محدودیت در دسترسی به برخی فناوریها مواجه است، معیار اصلی موفقیت دیگر صرفاً کارایی نیست، بلکه توان حفظ خدمت در هنگام اختلال، جلوگیری از سرایت بحران در شبکه، و بازگشت کنترلشده به وضعیت پایدارتر است. این گزارش با همین نگاه تهیه شده است: نگاهی که لجستیک را نه یک بخش فرعی، بلکه یکی از زیرساختهای حیاتی اقتصاد و امنیت اقتصادی کشور میبیند.
پیام اصلی سند آن است که مسئله لجستیک ایران صرفاً کمبود زیرساخت یا کمبود فناوری نیست. مشکل اصلی در این است که ظرفیتهای فیزیکی، دادهای، تصمیمی و نهادی کشور هنوز به یک معماری یکپارچه و تابآور تبدیل نشدهاند. بررسی وضعیت فعلی نشان میدهد که تابآوری لجستیک ایران بیش از آنکه نتیجه طراحی، استاندارد و حکمرانی روشن باشد، نتیجه تجربه عملی بازیگران، انطباقهای موردی و راهحلهای موقت است. این امر اگرچه در کوتاهمدت به بقا کمک کرده، اما برای مواجهه با شوکهای ترکیبی و مکرر کافی نیست. در نتیجه، شبکه لجستیکی کشور در برابر اختلالهای همزمان، مستعد تأخیر، گلوگاه، ناهماهنگی و افت سطح خدمت است.
برای عبور از این وضعیت، گزارش یک چارچوب بومی به نام L-ISCRF ارائه میدهد
نظرات کاربران